اگر تو باز نگردی
قناریان قفس
قاریان غمگین را
که آب خواهد داد؟
که دانه خواهد داد؟


اگر تو بازنگردی
بهار رفته
درین دشت برنمیگردد
به روی شاخه گل غنچه ای نمیخندد
و آن درخت خزان دیده تور سبزش را
به سر نمیبندد


اگر تو باز نگردی
کبوتران محبت را
شهاب ثاقب دستان مرگ خواهد زد
شکوفه های درختان باغ حیران را
تگرگ خواهد زد


اگر تو باز نگردی
نهالهای جوان اسیر گلدان را
کدام دست نوازشگر آب خواهد داد؟
چه کس به جای تو آن پرده های توری را
به پشت پنجره ها پیچ و تاب خواهد داد؟


اگر تو باز نگردی
امید آمدنت را به گور خواهم برد
و کس نمیداند
که در فراق تو دیگر
چگونه خواهم زیست
چگونه خواهم مرد


توضیح نوشت: باباجونی چند وقته که برای کاری رفتن شهرستان.دیروز از جانب ایشان دریافتیم که تشریف همی آورندی و به ذوق ایشان وبلاگی دایر کردندیم...


دعا نوشت: خدایا همه مامان و بابا جونا رو پیش بچه هاشون نگه دار سالممممممم