کشتم شپش شپش کش شش پا را که قورباغه را برد دم چشمه ولی تشنه برگرداند... نه اینکه قورباغه هه آب نخورده باشد ها... نه ه ه ه...قور قوری قصه ما دهان گشاده به دنبال شپشک بود....امااااااا....خوردنش حکایت حسنک بود دیگر.....میدانی چرا ننه جان؟؟؟؟

این قور قوری ما خیلی تنبل بوددددد.... بعدش ...اصلا حال نداشت راه بره که ه ه ه ه....هی زبونشو دراز میکرد اینور اونور و هی حشره مشره میگرفت میخورد...

مامان قوری هی میگفت پسرم برو کار کنننن.... بروووو.... بروووو عزیزم دلممممم....

ولی قوری گوش نمیداد.... تا اینکه یه شب بارونی قور قوری دید یکی در میزنه.....و ازون جایی که قور قوری تنبل بود ... عین این بچه پر رو های بی ادب مزخرف بی شخصیت به مامانش گفت مامان درو باز کن....

ازونجایی که سرور نوکری داشت و نوکر چاکری و چاکر هم....

بالاخره خدمتکار خونه درو باز کرد .... و دیدن شپش کوچولو قصه ما خیس از بارون انتظار مرحمتی داره از صاحبخونه...جای گرمی و سوپ داغی و ....

خلاصه اومد تو....

فردا صبحش ننه قورقور گفت پاشو پاشو برو از خونه بیرون که خونمو گند برداشت....

شپشک گفت: من که ویز و ویز (؟) میکنم برات....مدفوع ریز میکنم برات بذارم برم؟؟؟؟؟؟

ننه قورقور گففففت: پاشو بینیم بابا...آیا تو میدانستی که 1 شپش میتواند عامل انتقال طاعون باشد؟(کنه بود فکر کنم...کنه بود یا شپش؟؟؟؟؟)و تو چه نامرد شپشی هستی که میخواهی پسری مرا بمریضی(همان مریض کنی)

شپشک: نه ه ه ه...نه ه ه ه ه ه.... به جون شما نه به جون همین بزبز قندی که منتظره شنل قرمزی براش سیب گندیده بیاره من اصلا کنار موش نشستم.... اصلا چند وقته با جونده ها قاطی نشدمممم...

خلاصه از اون انکار و ازین اصرار....

تا اینکه ننه قور قور گفت به 1 شرط میتونی بمونی اینجاااا... اونم اینه که این لنگه کفشو ببریو صاحبشو برام پیدا کنیییی...آخه میدونی؟ صاحب این کفش دل پسری ام را برده...

حالا این شپشک بیچاره هی میپره این ور کفش هی میپره اونور کفش... بعد از چند مین که میفهمه که ازین کفش بوی بادا بادا مبارک بادا نمیاد میگه 1 سوال: آیا این کفش متعلق به تیره حماریون میباشد همی؟؟؟؟؟

ننه قوری داشت میحرفید که یهو اون خانمه که تو سریال سقوط آزاد بازی میکنه پرید تو و با یه جست شپشکو دستگیر کردددد

و گفت: من دزد نبودم... من از اولشم ازین پلیس مخفیا بودم.... شما هم به جرم ...(بیییییییببببببببببببب)...دستگیری و باید هر روز روزی 3 بار هر بار 10 دفعه خودت عین آدم بری زیر پشه کش و بمیری... و بعد از هر بار مردن هم باید زنده شیییییی....

و اینجا بود کههههه....

.....مامان جون......به من......که رف.......

ال. .... .یا سب........

الووووووو.... الوووووووو

صدا نمیاااااااااااااد.....

من بعدا 1 پست جدید میذارم....

اصلا فکر نکنید که کم آوردم آخر قصه رو نمیدونمااااااا.....

اینجایی که من هستم آنتن نمیده ه ه ه ه ه.......