چند وقته که یکی از خانم های همسایمون بیمار شده. شنیدم که 1 غده توی breast داره... نمیدونم که خوش خیمه یا بد خیم ولی از صحباتای دیگران اینجور فهمیده میشه که بدخیمه.

1 وقتایی آدما از 1 چیزایی ناراحت میشن که اصلا ارزششو نداره... مثل امروز من...

و وقتی همین آدما ازین چیزای بیخودی ناراحت میشن آدمای دیگه ای هستن که دردهای بزرگی دارن... جوری که اگر خودتو جای اونا بذاری میفهمی که هنوز اونقدر بزرگ نشدی که بتونی این بار بزرگ غم رو به دوش بکشی...

خانم همسایه میگفت از وقتی شوهرم موضوع بیماری منو متوجه شده ازم خیلی فاصله میگیره حتی برای.....

*خدای مهربون... خدایی که منو هیچ وقت تنها نذاشتی...ازت میخوام، از ته دل، که منو انقدر قوی نگه داری که هیچ وقت امید 1 آدمو از خودم قطع نکنم و همیشه بتونم کمک حال و امید دهنده بقیه باشم نه اینکه در شرایط سخت رهاشون کنم...

و 1 چیز دیگه خدا جون....هیچ کسو سر راه آدمای بی رحم قرار نده....

دل من از شنیدن این قضیه گرفت... نمیدونم واقعا اون خانم چی میکشه.

هرکسی که این متنو خوند لطفا 1 حمد به نیت شفا برای اون خانم بخونه و بهترین آرزوها رو برای تمام مردم بکنه...

شاید خدا حرف دل شما رو شنید....